-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
محمد جان عالم بود و زهرا بود جانانش از آن میگفت ای جان پدر بادا به قربانش زمین و آسمان مهمانسرا و میزبان زهرا ملک در عرش و جن و انس در فرشند مهمانش چگونه، کی، کجا از خلق آید وصف بانویی که ذات حق ثناگو باشد و احمد ثنا خوانش به قرآن میخورم سوگند بیجا نیست گر گویم محمد خاتم پیغمبران، زهراست قـرآنش اگر بیمهر او سلمان گذارد پای در محشر مسلـمان نیستم باللَه اگر خوانم مسلمانش نه جن و انس و حوری و ملک گشتند مبهوتش که علمِ کل، امیرالمؤمنین گردیده حیرانش ثناها گفته و خواندند در امکان بسی او را به جز آنکس که خلقش کرده نشناسد کسی او را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
سلام ای حـرمت مسجـدالحـرام ولایت درود ای ز دمـت جـاودانـه نـام ولایت هماره یافته از تو حیات، مکـتب قـرآن هـمیـشه بر نـفـست مـتّـکی امام ولایت به اوج قلۀ گردون به گوش عالم و آدم هـنوز میرسد از تـربـتت پـیـام ولایت حـیـات یـافـتـه با دیـدنـت روان مـحـمد ثـبات یـافـته با خـطـبـهات نظام ولایت کلام تو شده تیـر خـدا به سینۀ شیـطان زبان توست چو شمشیر در نیام ولایت تویی تو کوثر قرآن تویی تو محور ایمان تویی تو دخت محمد تویی تو مام ولایت سلام سورۀ والشمس و والضحی به عذارت طواف روح همه انبیا به گرد مـزارت ثـنای توست کـلام خوش پیـمـبر قـرآن که پای تا به سر توست پای تا سر قرآن تویی زبان کتاب خدا، نه، برتر از آنی خدا گواست تو روحی درون پیکر قرآن تویی مـبـلـغـۀ مـسـجـدالـرسـول ولایت تویی مدافـع شـیـر خـدا به سنگر قرآن وضو گرفت و به دست تو بوسه داد محمد که بود دست تو دست حسین پرور قرآن صحیفهای که در آن بود آیههای ولایت کتاب حُسن تو بود ای تمام منظر قرآن الا صحـیـفـۀ قـلب تو سرنوشت محـمد تو هم بهشت خدایی و هم بهشت محمد تو جان جان محمد تو روح روح خدایی تو سرّ سـرّ الـهی تو رکن رکن هُـدایی تـو جـلـوۀ ازلـیات تـو سـایـۀ ابـدیات تو کـفـو شـیر خـدا مـام سید الـشهـدایی ندای شیعه به محشر رسد به قلۀ گردون که ای شفـیعـۀ روز جزا تو مادر مایی غـم از رسـول خـدا با تـبـسمی بـستانی دل از ولـی خـدا بـا تـکـلـمـی بـربـایـی تو بحر نوری و حق یک جهان گهر به تو داده تو آسمان و خـدا یازده قـمر به تو داده خدا به حُسن تو نقش جمال خویش کشیده نبی به روی تو دیده هر آنچه دیده ندیده کـنـار سـایـۀ تـو آفـتـاب نــور گـرفـتـه به گـرد بیت گـلـین تو جـبـرئـیل پـریده بهشت را چه کند با می طهور چه کارش کسی که کوثر نور از محبت تو چشیده تـمـام رحـمـت بـیانـتـهـای ذات الـهـی به شکل قطرۀ اشکی ز دیدۀ تو چکـیده شعاع چشم محمد همیشه وقف جمـالت علی شده مـتحـیّر به پیـش اوج کـمالت تو نور پیشتر از خلقتی سلام به نورت تمام وسعت ملک خداست بزم حضورت هزار عیسی مریم درود گفته ز گردون هزار موسی عمران سلام داده ز طورت فضائل تو درخـشد چو آفـتاب فـروزان ولی چه فایده بخشد به چشم دشمن کورت کلام وحی سپردهاست گوشجان به کلامت دعای نور برد سجده بر صحیفۀ نورت پیـمـبران خـدا خـشم میکنند به خشمت خدای عزوجل شاد میشود به سرورت تویی تـمام عـلـی و تـویی تـمام محـمـد که هم سلام علی بر تو هم سلام محمد تو ناشناختهای در جهان، جهان به فدایت نکرده خلق، ز تو امتحان گرفته خدایت بهشت بوی تو را میدهد تو بوی خدا را نبی به امـر خـدا مـیکـنـد قـیـام برایت درود کل شـبـاب بـهـشـت بر حـسن تو سلام خـیـل شـهـیـدان به سیدالشهـدایت تـکـلـم هـمـۀ اولـیـاسـت نـقـل حـدیـثـت عـبـادت همۀ انـبـیـاست مـدح و ثـنایت همه رسول خدا را صدا زنند به محشر تو کیستی که نبی میزند به حشر صدایت خداست مفتخر از سجده و رکوع و قیامت پـیـمـبــران الــهـی نــیـازمـنـد دعـایـت تو رکن حیدری و اوست رکن محکم خلقت به قبر گمشدهات گم شده است عالم خلقت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
بهترین ذکر و دعا یاعلی و یا زهراست همۀ کار جهان با عـلی و با زهراست کعبۀ کعبه علی؛ کعـبۀ مـولا زهراست برکت سفرۀ ما از دم زهرا زهـراست مـادری کرده برای هـمه حـتی پـدرش شده سـالار شـهـیدان دو عـالـم پـسرش خطی از دفتر مدحش همۀ قـرآن است پای دین فاطمه الگوی همه مردان است قبر او در دل هر شیـعۀ او پنهان است سـرور کـل زنــان هـمـۀ دوران اسـت چـادر کـهــنـۀ او کـار رسـالـت کــرده بـه امـامـان به خـداونـد امـامـت کـرده نور خورشید چراغیست کنار نورش دو جهان هست به فرمانبری از دستورش او سلیمـان بشود هست سلیمان مورش مدح او هرچه بگویی بکنی محصورش هـیچجا جا نـشـود شرح هجـایی از او میرسد رزق دو عـالـم ز گدایی از او هرکه دیوانۀ زهراست بدان عاقل اوست سورۀ کـوثـرِ بر قـلب نبی نازل اوست عقل کل اسوهای از عابدۀ کامل اوست دلبر این دل مجنون شده و بیدل اوست درک او از سر ادراک بشر لبریز است تا قـیـامت بـنـویـسیم از او ناچیز است روز و شب بعد خدا بر لب حیدر زهراست روح مابین دو پهلـوی پیمبر زهراست آنکه در حشر کند یکتنه محشر زهراست راه را گم نکند شیعه که رهبر زهراست عشق زهـرا شده ما بـندۀ عـشقـیم همه عـاشـق مـادر بـانـوی دمـشـقـیـم هـمه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
قسم به فـیض دو چندان آن گـلوبـندش تمام عـالـم امکـان شـدهست دربـنـدش دلیل خوف و رجای تمام عـالم اوست که اخم او شرر و جنّت است لبخندش بهشت، عاقبتِ "مَنْ اَحَبَّ فاطِمَه" است خوشا به حال کسانی که دوستدارندش نه مثل هاجر و مریم، نه مثل آسیه بود نبوده است و نـیـایـد کـسی هـمانـنـدش هر آنکه دست رسانده به چادر زهـرا گرفـته راه سـعـادت، نـمیدهم پـنـدش نداشت غیر عـلی کـفـو دیگر این بانو به حکم شخص خدا بوده است پیوندش مخـاطب همۀ عـاشـقانههای عـلیست که شرح سورۀ "نور" است زیر روبندش مرید مـرتبـۀ هـمـسرش عـلی هـستـیم علی الخصوص مرید حسین فرزندش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
بی فـاطـمه سـلالۀ کـوثـر نـداشـتـیم محشر بدون فـاطمه محـشر نداشتیم خلقت، جمال زهرۀ زهرا اگر نداشت آئـیـنـهای بـرابـر حــیـدر نـداشـتـیـم هستی اگر به فاطمه زینت نمیگرفت هرگز به فعل عاطفه مصدر نداشتیم خـیر کـثـیـر و اُمِّ ابـیـهـاییات نـبود تـصویر مـهـربـانی مـادر نـداشـتـیم مادر اگر خطاب شدی در کلاممان ما را بـبخـش! واژۀ بـهـتـر نداشـتیم ذرهنـوازیات به سر شاعـران نبود در مدح نـور این همه دفتر نداشتیم ای آنکه از لباس عروسی گذشتهای ما نیز چـشم از کـرمت بر نداشـتیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
میزنم جار که غمخوار فقط فاطمه است تا ابـد مـاه شب تـار فقـط فاطمه است دشـمـن ما همه دنـیـا بـشـود یا نـشـود غـم نـداریم اگر یـار فقط فـاطمه است بـانـویی که نـظـرش عـلت آرامـش ما شده در لحظۀ دشوار فقط فاطمه است آن که وقـتی ز کـسی کار نیـاید اصلا وا نماید گره از کار فقـط فاطمه است آنکه بر مردم عالم، همهدم خیر رساند چه به خلوت چه به انظار فقط فاطمه است دسـت پـروردۀ زهـراسـت ابـاعـبـدالله تا ابد مـادر احـرار فـقط فـاطمه است محرم و مادر و عمخوار حسن نصرالله قـبـلۀ قـاسم سـردار فقط فـاطـمه است عشق حیدر نشود قسمت هر بیسر و پا عاشق حـیدر کـرار فـقـط فاطمه است همه دیدند که او یکتنه شد لشکر حق همه دیـدند عـلـمدار فقـط فـاطمه است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
کُنهِ اسرارِ قضا، رازِ قدَر با زهـراست شب به شب نور شبستان سحر با زهراست نیست در سیـرۀ ما هـیچ شکـسـتی با او سرفراز است دل شیعه اگر، با زهراست معرفت از درِ این بیت ببر، عمر کم است هرچه خیر است در این دورِ قمر با زهراست نقـش کـردند شهیدان حرم با خط خـون فتح با فاطمه و صبحِ ظفـر با زهراست لطف او بود اگر بـیـرق ایـران بالاست حفظ این خطه از امواج خطر با زهراست آنچنان ریخت مدیـنه به هم از هیبت او همه گفتند که شمشیر دوسر با زهراست "چادرت را بتکان روزی ما را بفرست" دست ما خالی و یک نیمنظر با زهراست آنچه فیض است در این گریۀ بارانی ماست اشک از او خواه که این زاد سفر با زهراست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
"تـوحـیـد" بی ولای تو معـنا نمیشود راه خــدا بــدون تــو پـیــدا نـمـیشـود فردا که حکم "عدل" خدا خوانده میشود چـیزی بـدون اذن تـو اجـرا نـمیشود تنها زنی که فخر "نبـوّت" شده، تویی هـر دخـتـری که اُمّ ابـیـهـا نـمـیشـود اصلاً به یُمن بودن تو این "معاد" هست بیتو حساب و حشر که برپا نمیشود دست نیاز کل "امامت" به سوی توست فــرمــودۀ امـام کـه حـاشـا نـمـیشـود روح اصول دین خداوند فـاطمه است اسـلامِ بـی مـحـبـت زهــرا نـمـیشـود بیخود نـبـی مـقـام به زهـرا نـمیدهد بیخود به پای دخـتر خود پا نمیشود اخلاص فاطمهست که او را بزرگ کرد بیخود که رتبه این همه بالا نمیشود آدم بدون فاطمه خـوشبخـت میشود؟! احـساس میکـنـد شـده امـا نـمیشـود! این زندگی که بیتو به دردی نمیخورد دنـیـا بـدون فــاطـمـه دنـیـا نـمـیشـود سوگـند میخـورم که فقـط شاعر توأم غـیر از بـرای تـو دهـنم وا نـمیشـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
خسته و مضطر شدی هرگاه؛ یا زهرا بگو بسته شد وقتی به رویَت راه؛ یا زهرا بگو تا که مِهرش در وجودت بیشتر جاری شود با دلی از عـاشـقی آگـاه؛ یا زهـرا بگـو توبهات تا که قبول افتد بگو: جانم حسین تا شوَد کـوهِ گـناهَـت کاه؛ یا زهـرا بگو با دعایش دور خواهد کرد از عصیان تو را تا نباشی لحـظهای گمراه؛ یا زهرا بگو دلبری کن از عـلی در زیرِ ایوانِ نجف هر سحر با نغمهای دلخواه؛ یا زهرا بگو در میان روضه هر چه از فراق کربلا گریه کردی و کـشیدی آه؛ یا زهرا بگو إذنِ پابوس پسر بیواسطه با مادر است کـربـلا رفتی اگر گهگاه؛ یا زهـرا بگو روی تلّ زیـنـبـیه مثل زینب بیـقـرار... خیره بر گـودالِ قـتـلگاه؛ یا زهرا بگو!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح حضرت زهرا سلاماللهعلیها در بخشش سه روزه افطار خود به فقیر و یتیم و اسیر
عـطـر بـهـار از جـانـب دالان میآید دارد صدای خـنـده از گـلـدان میآیـد این کوچهها را آب و جارو کرده باران این اولین روزیست که مهمان میآید این اولین روزیست که افطار خود را دادی به آن مسکین که در قرآن میآید حـالا دوبـاره بـوی نـان پـیـچـیـده اما دارد یتـیـمی خسته، سرگردان میآید مثل گـلـوبـنـدت اسـیـری را رهـا کن امشب اسیری بیسر و سامان میآید از برکت نانی که بخـشیدید، هر سال بـر خـاک گـنـدمزار ما بـاران میآید شیراز، قم، مشهد، خدا را شکر بانو عـطـر تو از هر گـوشۀ ایران میآید هرگز نمیگـنجـیـد در وصف قـلـمها مدح شما در سـورۀ انـسـان میآید...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
خدا نوشت به اسم شما سپـیـدهدمـان را و آفـرید به نـام شـما زمین و زمـان را نوشته بود خـدا پیـش از آفـریـنـش دنیا به مهر حضرت صدّیقه آبهای روان را به قلب پاک شما ریخت چشمههای یقین را ز کنه ذات شما دور ساخت حدس و گمان را همیـشههای خـداونـد بودهاید از آن رو که آفـریـد به پـاس شما تمـام جهـان را اشارتیست به دست همیشه سبز شماها بهارتان که ندیدهست رنگ و بوی خزان را به اسم اعظم زهـرا گشودهاند رسولان اگر به معجزهای قفل دردهای نهان را در این همیشه که غربت نشسته بر سر عالم سپـردهایم به دستـانـتـان دل نگـران را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
مریم به جز تو اُسوۀ دیگر نداشته است صبری شبیه صبر تو هاجر نداشته است راز حدیث قدسی لولاک؛ چیست؟چیست؟ اینکه جهانِ بی تو پیـمـبر نداشته است «إنـا لَحـافـظـون» خـدا را تـویی دلـیل انجیلِ دست خورده که کوثر نداشته است این اعـتـقـاد شـاکـلـۀ مـذهـب من است شیعه به غیر فاطمه مـادر نداشته است اسـلام بی ولای تو و بـغـض دشـمـنت مثل پـرنـدهای شده که پَـر نداشته است این ارث مادر است که زینب دو چشم را یک لحظه از امام خودش برنداشته است *إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (سورۀ حجر، آیه ٩)
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
سلام صبحترین صبحِ نابِ عالمِ امکان! نبوده پیش و پس از تو به غیر شام غریبان سلام جلوهٔ ذات خدا و طورِ هو النّور! سلام عصمتِ محض و سلام ذاتِ درخشان! نماز برده تو را هل اتی و کوثر و تطهیر همیشه مـستِ تو است آیه آیه آیهٔ قـرآن تـمـامِ آیـنـههـای شـکـوهِ فــضـلِ الـهـی ظهـورِ پـاکِ تو را بودهاند آینـهگـردان اگر به چشمهٔ باران، غبارِ چشم بشویند به شست و شوی خود آمد به سوی چشم تو، باران اگر به شانهٔ کوه، ابرها به گریه میافتند به شـانهٔ تو بگـریـند کـوههای پـریشان عـلیست آیـنـهٔ حق، عـلیست آیـنهٔ تو چه رازی وُ چه بگوید زبانِ گنگِ من از آن؟ دچارِ لطفِ توأیم و علی و احمد و آلش کسای مِهرِ تو بـادا همیشه پرچم ایران
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
اول دفــتــر بـه نــام خــالــق اکـبـر آنکـه سِـزَد نــام او در اولِ دفــتــر خویش مگر وصف خود کند، که ثنایش هست زِ ادراک واصفان، همه برتر نکتهای از قدرتش بس، اینکه بگویم اوست علیآفـرین و فـاطـمه پرور! عـصـمـت کُـبری ولـیـةاللَّهِ عُـظـمی قُــرّةُ عَـیـنِ الـنـَّبـی حـبــیــبــۀ داور ای به مَثَل بیمَثَـل چو ایـزدِ یـکـتـا ایـزد قَــیـّوم را تـو نــورِ مُـصـوَّر! شـــأن تــو در إنَّــمــا وَلِــیّــُکُــم الله با حق و با احمد و عـلیست برابر چشم و چراغت دو گوشوارۀ عرشاند راحت جانت دو نازدانه، دو دخـتر از پی «قالوا بلی» وِلای تو زهـرا عرضه بر ارواح انبیا شده یکسر چشم همه انس و جن به درگه لطفت دیدۀ کَرُّوبیان چو حلـقه، بر این در تـا که خـدا فـخـر آورَد به مـلائـک جانب محـراب خیز و روی بیاور! در عجب از عِلم تو عـلی، ولی الله مـفـتخر از دسـتبـوسیِ تو، پیـمـبر حبل متینِ هزار عارف و عامیست هر نخی از چادرت به عرصۀ محشر لب به شـفاعت تو باز کن که نمـانَد جـای شـفـاعـت برای شـافـع دیگـر بهر شفاعت، تو را بس است در آنروز دست اباالفضل و خون محسن و اصغر هر که پنـاهـش تویی، پـناه دو عالم وآنکه شفیعش تویی، شفیع به محشر حـضـرت باقـر برای چارۀ هر غـم نـام تـو مـیبُـرد بـر زبـان مـطـّهـر خـانـۀ تو، کـعـبـۀ امـیـد سه حـجـّت بیت تو، معراج صبح و شام پیـمبر ای زن مـردآفـرینِ عـالَـم هـسـتـی! وی ز دل و جان گذشته، در ره همسر کـشـتــۀ راه خــدایـی و هــدفِ تــو امر به معروف بود و نهی ز منکر مدح تو ارزندهتر ز خواندن هر ذِکر داغ تو سوزنـدهتـر ز هر غـم دیگر ای دل ما در هوای قـبر تو سوزان قـبر تو و اسـم اعـظـم است بـرابـر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای بـهـشتِ قُـربِ احـمد، فـاطمه! لـیـلــةالــقــدر مـحــمـد، فـاطـمـه! ای خـدا مـشـتـاقِ یـا رب یـا ربت ای ســلام انــبــیــا بــر زیــنـبـت عـالـم خـاکی، مـحـیـط غــربـتـت آفـریـنـش، گـشـته گم در تـربـتت کـاروانِ دل، روان در کـوی تـو قـبــلــۀ جــان مـحــمـد، روی تـو مـشـعـل شـبهـای احـیـای عـلـی نـقـش لبـخـنـدت مـسـیـحـای علی خلق عالم، سائل و روزیخورت لیف خـرما وصـلـههـای چـادرت ای سه شب بیقوت و، از قوت تو سیر هم یـتـیـم و هم فـقـیـر و هم اسیر وحی، بـی ایـثـار تـو کـامـل نـشد هـل اتی، بـینـان تـو نـازل نـشـد آن که خـاک مـقـدمـش جـان همه گـفت: جـان مـن، فـدای فـاطـمـه! ای که در تصویـر انسان زیستی کـیستی تو؟ کـیستی تو؟ کیـستی؟ فوق هر تعریف و هر تفـسیر هم پــاکتــر از آیــۀ تــطــهــیـر هـم ای سـجـود آورده بر پـای تو سر ای خـدا هم از نـمـازت مـفـتـخـر مرتضی را محو صحبت کردهای غرق در دریای حـیرت کـردهای مدح تو کی با سـخـن کـامل شود وحـی بـایـد بـر قــلـم نـازل شـود آســمــانـی هـا مـسـلـمــان تــوأنـد بــنــدۀ مـقــداد و سـلــمـان تـوأنـد آنچه هست و نیست فیض عام توست خوشترین ذکر امامان، نام توست از نـبی تا حـضـرت مهـدی، همه ذکـرشـان یا فـاطـمـه یـا فـاطـمـه ای گـدا با کـوه غـم، خـرسـنـدِ تو حـلِّ صد مشکـل ز گـردنـبـنـدِ تو شمع جمع اهل محشر چهر توست مُهر هر پرونده مُهر مِهـر توست جز تـولای تو دستآویـز نـیـست بی تو رستاخیز، رستاخیز نیست دستـگـیـر خلـق در مـحـشر تویی منـجی و بـخـشـنـده و داور تویی محشر از فیض تو گـلباران شود عـفـو، مـشـتـاق گـنـهکـاران شود صحنۀ محشر همه پابست توست اخـتیار نار و جـنت دست توست مِهر تو روز قیامت هستِ ماست ریشههای چادرت در دست ماست روز محشر کار ما با فـاطمهست نـقـش پـیـشـانی ما یا فـاطـمهست بیکسیم و جز تو ما را نیست کس روز وانـفـسـا تـو را داریم و بس از کـرامـت بـر جـبـیـن مـا هـمـه ثـبت کـن «هـذا محبُ الفـاطـمه»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
تمام "عشق" خطی از کتاب فاطمه است و نـور ذرهای از آفـتـاب فاطمه است! به اسـتـنـاد بـیـانـات سـیـزده مـعـصوم بهشت هشت درش جمله باب فاطمه است! بـرابـر پــدر خــاک، مـــادر آب اسـت امیـر کل جهـان بـوتـراب فاطمه است شروع نهـضت سـرخ مـدافـعـان حـرم میان کوچه و از انـقـلاب فـاطمه است کدام کوچه؟ همان کوچهای که کفر در آن شکست خوردۀ فصلالخطاب فاطمه است خوشم که شیعهام و چشم من به روز حساب به ذرهپـروری بیحساب فاطمه است!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
یـاس یـاسـیـنی و سرسلـسـلۀ سـاداتی بـانـوی هر دو جـهـان، سیّدۀ جـنـّاتی کوثـر و قـدر بُوَد جلوهای از منزلتت روح قــرآنـی و تـفـسـیـرگـر آیــاتــی والضحی نور مناجات و نماز شب توست از زمین تا به سماوات برین مشکاتی در مدیحت سخن بضعةُ منّی گویاست نه همین دختر و مادر که نبی مرآتی جلوۀ نور تو در چشم علی رنگین بود پـنج نـوبت نه، که مهـر همۀ اوقـاتـی سـبب خـلـقـت این عـالـمی و میدانـم نرسد عقـل به درکـت، که الهی ذاتی سائلی دست تهی از درِ آن خانه نرفت که کرمخانۀ جـود و کرم و خـیـراتی روح ایثـار تو جان بر تن اسلام دمید که در آئـیـنـۀ تـوحـیـدپـرسـتی مـاتـی نه در امروز که چشم همه در حشر به توست از ازل تـا به ابـد قـبـلـهگـه حـاجـاتـی فیض نور نظرت را ز«وفایی» تو مگیر تا بگـویـند که امـضـاگـر این ابـیـاتی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای بهشت از نور رویت، دلپذیر خوبیات در هر دو عالم بینظیر از دعایت ابر غـفـران، اشکریز از دعایت، بحر رحمت، موجخیز کن دعا، تا مردمان، یکرو شوند تا ملائک، جـمـله آمـیـنگـو شوند کن دعـا، ای عرش اعـلیٰ پایهات پیش از اهل خویش، بر همسایهات گر نمیگـفت از تو هـمسر یا پدر کس نبود از حَسب حالت، با خبر چون پیمبر را به رو، در، وا کنی شـرم از مـهــمـان نـابـیـنــا کــنـی تـاول دسـتــان کــاری، پـنــد تــو خـطِّ بـنـد مـشـک، گـردنـبـنـد تــو روح ایـمـان دیـدۀ بـیـدار تـوسـت با یـتـیـمان مهـربـانی کـار توست در جهان، تسبیحت ای نیکوسرشت خلق را یک در، ز درهای بهشت از غـمـت ای پـیـش حق، با آبـرو ابـر بـغـضی تـلـخ، دارم در گـلـو بـغـضم آیـا از حـدیث کـربـلاست یـا ز یـادِ دردِ پـهـلـوی شـمـاست؟ در دلم این بغـض غـوغـا میکـند آخـرِ این شـعـر، سـر، وا میکـند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
وحی، خـیـرالنـساش میگـوید خود مدیـحـش خداش میگوید آنکه وحی است منطقش صد بار "جـان بـابـا فـداش" مـیگـویـد مـصـطـفی بر جـلال او قـائـل مـرتـضی از وفـاش میگـویـد در تکـامـل کـمـال، حـیـرانش نقص، از خود جداش میگوید کـعـبـه آئـیـنـهدار رخـســارش مـروه هم از صفـاش میگوید وحی حق را ز بعد ختم رسل جـبـرئـیـل از بـراش میگـوید روز از کارِ خـانه و دسـتـاس نـیـمهشب از دعـاش میگـوید کـوه از بـار درد او به سـتـوه ابـر از گـریـههـاش مـیگـویـد وصف او گرچه گفـتهاند بسی آنچه شـاید، نگـفته است کسی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
به نـام نـامی زهـرا، به نـام مـادرهـا سـلام مـا بـه امــام تــمــام مــادرهـا که فـاطـمهست هـمیـشه امام مادرها به لطف فـاطـمه هستم غـلام مادرها غـلام خـانۀ زهـرا حـسابـمان کردند برای نوکـریاش انتـخـابـمان کردند هزار شکر، نوشـتـند نوکـرش باشیم هزار شکر که گـفـتـند قـنبرش باشیم گـدای خـانـۀ او تا به آخـرش بـاشـیم اجـازه داد به ما، حـلـقۀ درش باشـیم به روی شانۀ خود دست رحمتی داریم غـلام فـاطـمهایم و چه عـزّتی داریم بهـشت زیر قـدمهای مـادرانۀ اوست بهشت گـوشۀ دنجی ز آشیانۀ اوست بهشت زمزمههای شب و شبانۀ اوست بهشت گرمی نان و تنور خانۀ اوست قسم به گردش دستاس و گرمی نانش نشـسـتهایم سـر سـفـرههای احـسانش تـنور عـالـمیان گرم شد به برکت او شدند خـلق، خـلائق همه به عـلت او قسم به شوکت زهرا، قسم به عزت او به عرش و فرش میارزد فقط دو رکعت او سلام ما به قیام و قعـود و یا رب او سلام ما به قنوت و به سجدۀ شب او به حب فاطمه اینجا که راهمان دادند ثـواب کوه به یک ذره کاهمان دادند به زیر چادر زهـرا، پنـاهـمان دادند برات اشک به غمهای شاهمان دادند شدیم گریهکنِ روضۀ حسین و حسن یکی بدون حرم شد، یکی بدون کفن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
هر که با زهراست احساس سخاوت میکند «مور این وادی سلیمان را ضیافت میکند» فرشیان نه، عرشیان هم رو به او میایستند در میان خـانهاش وقـتی عـبادت میکند مرتضی بر فاطمه یا فاطمه بر مرتضی! کیست که بر دیگری دارد امامت میکند؟! هرچه مولا مدح خود را کرد، مدح فاطمهست آیـنه از شـأن هـمـتـایش حکـایت میکند روز محشر که بیاید کار دست فاطمهست مرتضی میایستد، زهـرا قیامت میکند رشتهای از چادرش هم دست ما باشد بس است رشتهای از چادرش؟! آری شفاعت میکند
: امتیاز
|
























